تبلیغات
مهندسی پلیمر(polymer engineering) - ادیسون.....
جمعه 30 اردیبهشت 1390

ادیسون.....

   نوشته شده توسط: محمد s    نوع مطلب :عمومی ،

ادیسون.....

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد...

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

 

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

 پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند!!!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

 ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!!  رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!!

من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

 پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟!!!!!!

چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

 

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد...!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!!!

 توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد...

روحش شاد


 


How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:15 ب.ظ
I always used to study piece of writing in news papers but now
as I am a user of net therefore from now I am using net for articles or reviews, thanks to
web.
What is the tendon at the back of your ankle?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:06 ق.ظ
Hey! Do you use Twitter? I'd like to follow you
if that would be okay. I'm definitely enjoying your blog
and look forward to new updates.
What is leg length discrepancy?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:13 ب.ظ
Hi would you mind letting me know which web host
you're using? I've loaded your blog in 3 different browsers and I
must say this blog loads a lot faster then most.

Can you recommend a good internet hosting provider at a reasonable price?
Thanks, I appreciate it!
رسول
سه شنبه 9 اسفند 1390 04:42 ب.ظ
کیف کردم دمت گرم
omid
دوشنبه 10 بهمن 1390 03:29 ق.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی دارین من رشته ام شیمی نیست اما می خواستم در مورد روشهای تجاری تولید مواد اولیه پلی استایرن بدونم اگه راهنمای کنید ممنون میشم
yaali
جمعه 13 آبان 1390 01:00 ب.ظ
سلام
وبلاگ قشنگ و مطالب جالبی داری
یاعلی
پنجشنبه 28 مهر 1390 11:20 ق.ظ
جالب بود، ممنون از پستتون
minoo
جمعه 15 مهر 1390 11:38 ب.ظ
خیلی متن جالبی بود من که خیلی درس گرفتم
azin
یکشنبه 16 مرداد 1390 08:02 ب.ظ
salam man azin hastam chandvaght pish neveshte boodam baratoon k az matalebe azmayeshgahetoon ba zekre manba estefade kardam shoma ham email zade boodin k khodamo kamel moarefi konam man daneshjooye terme3 polymer oloom tahghighat hastam
ahle tehranam dige chi??kheyli doos daram ba khoondane matalebetoon etelaatamo dar zamine polymer afzayesh bedam
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر